آسمان کوچکم - تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:56
وقتی یکی زنگ می زنه و میگه دخترا چطورن دلم غنج میره و آرزو می کنم خدا به همه خانوما فرصت مادر شدن رو بده . سرم نمی شه گفت شلوغه به برکت ورود فرشته کوچکم مرخصی بسی می چسبد . دغدغه ها عوض شده دنیای مجاز
منتظر - تاریخ: 1397/2/29 ساعت: 15:21
باید منتظر باشم حالا بعد 12 سال خوب می دونم که زمان همه چیزو حل میکنه و خودش تعیین میکنه که سطح روابط به چه درجه برسه و یا استرس های ما اینقدرها هم مهم نیستند و رودخونه راه خودشو پیدا می کنه فعلا منتظرم زمان بگذره
تازه وارد - تاریخ: 1397/2/29 ساعت: 15:21
قراره یکی بیاد که آسمان زندگی من بشه ...
شهریار - تاریخ: 1397/2/29 ساعت: 15:21
دوش در خواب من آن لاله عذار آمده بود شاهد عشق و شبابم به کنار آمده بود در کهن گلشن طوفانزده خاطر من چمن پرسمن تازه بهار آمده بود سوسنستان که هم آهنگ صبا می رقصید غرق بوی گل و غوغای هزار آمده بود آسمان همره سنتور سکوت ابدی با منش خنده خورشید نثار آمده بود تیشه کوهکن افسانه شیرین میخواند هم در آن دامن...
خاکشیر - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 13:16
ثبت شود که امروز یک خواهر شوهر برای زن داداش در اسباب کشی خودش را هلاک کرد و الان از شدت خستگی خوابش نمی برد . خورد و خاکشیرم .......
آب و جارو - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 23:01
قراره مهمون بیاد اینجا گفتم خیلی وقته نیومدم بیام یک آب و جارویی بکنم . یک خانه با حضور مهمان رونق داره و اینجا حسابی از رونق افتاده اکه هی ی ی ی ی ... از این طرفا فرشته خانم
شب قدر - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 20:10
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
داستان جنایی - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:36
این روزها کتاب می خوانم قبل از خواب و از خواب که بیدار میشم تا رفرش بشم چند صفحه دیگر و کلا بیتر روز را روی تخت و کتاب به دست به سر می برم کلا یک قفسه از کتابخانه را پیدا کرده ام و همه جنایی از اگزبرایا تا ژرژ سیمون با ترجمه عباس آگاهی و غیره کتابهایی که خوندم نگرانی های کاراگاه مگره مرگ در پاری
به شب هم فرض شد بر عاشقان کوی او روزه که هر کان روی چون مه دید شب را روز پندارد - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 22:21
دخترم لاغر و کم بنیه نیست ولی دایم گله داره و غر میزه و هزار بار میگه گرسنه هستم چیکار کنم باهاش ؟ تو وعده سحر هم میگه غذا نمی خوام و کم میخوره الان دیوانه ام کرده ... خدایا این پسرها 15 سالگی !!! دخترا 9 سالگی ؟ * شعر از امیر خسرو دهلوی
پایان - تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 10:16
تمام شد همه انتظار شیرین و لحظه های با او بودن تمام شد. عسلکم به جای تو یک ماهی خیلی کوچک در تنگ می رقصد . 23 اسفند از تو دل بریدم و رفتی .... سالارم برایم نماندی
اما تو باور نکن - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 1:11
آخ خ خخ یش بهش گفتم ولی باور نکرد نمی خواد باور کنه ، ترجیح میده یک دروغ بزرگ باشه تا یک حقیقت به اندازه کنجد . دختر قشنگ مامان فدات بشم الهی
تصاعد در تقسیم سلولی - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 15:53
یک اتفاق شیرین در حال شکل گرفتن است ............
هفته چهارم - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 15:53
حمل کردن یک راز درد دارد ... خفقان نگیریم باید برای دانستن هر چیز آماده بود باید آماده اش کنیم سلام به کنجد من
در این ظلمتسرا تا کی به بوی دوست بنشینم گهی انگشت بر دندان گهی سر بر سر زانو - تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 17:33
خواندن ، نوشتن ، گفتن ... دغدغههای معمول یک خانه و زندگی ... باید فکری برای بهسامان شدنشان داشته باشم ! کمک به مادرم در خانه تکانی درست کردن طرح درس کتاب تولید محتوی اوووه کلاس های ضمن خدمت مجازی و جلسات کارگاهی و حل تمرین های آنها نگو نگو خانه تکانی و وسوسه جدید همسر برای تغییر خانه و دندان درد و د...
کوری کتابی که می خوانم - تاریخ: 1395/10/10 ساعت: 10:24
با توجه به تب هفته کتاب و آزادی من از بند درس و مشق با دخترک راهی کتابخانه شدیم و کارت عضویت را دریافت کردم . و کورکورانه و هیجان زده بین صف تنگ قفسه ها قدم زدم و اولین کتاب هایی که از انتشارات مرکز و نیلوفر را دیدم انتخاب کردم . بهترین کتابهایی که خواندهام حاصل این دو نشر بوده و اطمینان بیشتری به آ...
جنگ جنگ تا ... - تاریخ: 1395/10/10 ساعت: 10:24
در همین وقت جنگ جهانی درگرفت . چه جنگی؟ آیا اینبار دشمن از مشرق می آمد یا از مغرب ؟ از شمال یا از جنوب ؟ چه فرق میکرد؟ هر بیست و پنج یا سی سال یکبار، یعنی مدت زمان لازم برای ساختن سرباز ، جنگ به پا میشود و پنج یا شش سال ، یعنی مدت زمان لازم برای کشتن سربازی که ساخته شده است ، طول میکشد ؛ پس از آن دو...
بای بای دانشگاه - تاریخ: 1395/10/10 ساعت: 10:24
تسویه حساب و تمام دیروز دانشگاه .... امروز خانه
زویا - تاریخ: 1395/10/10 ساعت: 10:23
در حال مطالعه کتاب « سه کتاب » از زویا پیرزاد هستم . خوبه فضاسازی اش جوره هنوز دنبال نوشته هاش بدو بدو ندارم
فارغم اکنون ز سنگ، چون بشکستند جام - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 13:43
پس از سلام و صلوات بر مقربین درگاه حق امروز درخواست فارغ التحصیلی دادم تا دو هفته دیگرجوابش میآید و وقت حضور می دهند . قبلنا همین طور دیمی تایپ میکردم حالا که به نیمفاصله و ویرگول و کلمات جدا و سرهم حساس شدم (درجریان ویراستاری پایاننامه که هستید ؟!) چه کنم با این وسواس ؟!! مطمئن هستم به همین زودی ای...
پشت بام ( داستان کوتاه ) - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 15:50
داستان کوتاه پشت بام آرام و بدون جلب توجه مهمانان از کنار آنان برخاست و به حیاط خانه مادربزرگ رفت ، حیاطی که حالا ،روی سر پسر خاله ها بود.کنار بهار خواب ایستاد و به آسمان نگاه کرد غروب کم کم خودی نشان می داد، دلش یکباره گرفت ، یک جور خاص انگار که یک گوشه قلبش یخ زد و ضرب آهنگش نویدی از سماعی دیگر دا...

برچسب‌های مرتبط

جنگ جنگ تا پیروزی | جنگ جنگ تا رفع فتنه | جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم | زویا پیرزاد | زویا ثابت | زویا زاکاریان | پشت بام بانک صادرات تهران | پشت بام | پشت بام سبز | پشت بام بانک صادرات